نیروی انسانی در فست فودها (ترجمه شماره 1)
مقدمه ای بر مدیریت نیروی انسانی در فست فودها
مدیریت منابع انسانی یکی از جنبه های مهم در هر سازمانی می باشد و این در صنعت فست فود نیز صدق می کند. یک صنعت فست فود به خوبی مدیریت شده به طور معمول به رسیدگی به کارکنان بیشتر از سرمایه گذاری مالی به عنوان هسته مرکزی سرمایه گذاری تجاری خود اهمیت می دهد که رشد صنعت را نیز در پی دارد (Morato, 2008)
برای اطمینان از دست یابی به اهداف صنعت، فست فود بایستی سعی در ایجاد فضای تعهد و همکاری به وسیله خط و مشی هایی که انگیزه و رضایت کارکنان را حاصل می کند داشته باشد. رضایت منابع انسانی ارتباط تنگاتنگی با انگیزه های بالای کارکنان دارد. کارکنان دارای انگیزه به طور معمول بهتر انجام وظیفه می کنند که نتیجه آن تولید بیشتر و کاهش میزان تغییر پرسنل (اخراج و به کارگیری کارکنان جدید) می باشد (Schultz & Bagraim, 2003).
زمانی که فاکتورهای انگیزشی از قبیل چالش های شغلی، مسئولیت و دیگر عواملی که مرتبط با کار هستند رضایتمندی در آنها تا حد امکان درک شود و انرژی هایی که در ارتباط مستقیم با کار هستند برانگیخته شوند، انگیزش را در پی خواهند داشت (Bloisi, Cook & Hunsaker, 2007).
به اهمیت انگیزش کارکنان در صنعت فست فود بایستی تاکید بسیاری شود. بعضی از راههای افزایش انگیزش در صنعت فست فود پاداش خوب، آموزش موثر و افزایش مهارت، سیستم سنجش و پاداش دهی مطلوب و برآورده ساختن انتظارات رشد یافته کارکنان را شامل می شود (Schultz & Bagraim, 2003) .
انگیزش کارکنان یکی از استراتژی های رشد یافته مدیریت منابع انسانی می باشد که بیانگر این امر است که بایستی رویکردی کل نگر در جهت بهبود مشخص کیفیت زندگی شغلی (QWL) از قبیل درآمد حاشیه ای، شرایط کاری بهتر و رشد حرفه و خدمت در جهت پیشتیبانی از تسهیل دست یابی به انگیزش داشت که ارتباط نزدیکی با دست یابی به اهداف سازمان دارا است. این در حالیست که کار در صنعت فست فود بسیار روتین شده است به طوری که تصمیم گیری کارکنان و ترجیح و صلاح دید در آن اهمیتی ندارد. در اغلب موارد کار آنان پست و بیگانه شمرده می شود که به حد و اندازه های روحیات انسانی نمی باشد (Munro, 1992).
اهداف وبلاگ دانشجویان مدیریت جهانگردی و هتلداری