تئوری های انگیزشی در فست فود
زمانی که در مورد نیروی انسانی در فست فود ها سخن به میان می آید نمی توان تئوری های انگیزشی موجود در این رابطه را نادیده گرفت. زیرا این تئوری ها به توضیح این امر می پردازند که چرا برخی از افراد به انجام برخی از کارها مبادرت می ورزند در حالی که دیگران از انجام عملی مشابه خود داری می کنند (Swanepol و همکاران، 2003). در اینجا به تشریح تئوری های انگیزشی مرتبط با صنعت فست فود می پردازیم. برای نمونه تئوری مازلو و هرزربرگ.
تئوری مازلو
مازلو نظریه ای را مطرح می کند که سلسله مراتب نیازها نامیده می شود. این نیازها نیازهای فیزیولوژیکی، ایمنی، اجتماعی، احترام و خود شکوفایی می باشند. مازلو بیان می کند که اشخاص به سمت بالای این هرم حرکت می کنند و برای اینکه به آنها انگیزه لازم داده شود بایستی دانست که هر شخص در کدام سطح از این هرم قرار دارد و بایستی قبل از همه بر برآوردن آن نیاز تمرکز شود (Robbins و همکاران، 2007).
مازلو نیازها را به دو دسته کلی تقسیم می کند، نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی که از آنها به عنوان نیازهای ابتدایی یاد می کند و دیگز نیازها از قبیل نیازهای اجتماعی، احترام و خودشکوفایی که آنها را نیازهای والا بر می شمارد. بر طبق تئوری مازلو نیازهای ابتدایی همچون نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی اساساً برآورده می شوند و بعد از آن نیازهای بعدی برجسته و نمایان می شوند (Robbins و همکاران،2007). بنابراین برای انگیزه بخشیدن به افراد باید دانست که فرد در چه سطحی از هرم قرار دارد تا بتوان بر روی برآوردن نیازهای ویژه همان سطح تمرکز کرد.
بر طبق این نظریه نیازهای والای انسانی درونی می باشند در حالی که نیازهای ابتدایی دارای منشا بیرونی می باشند. محرک های انگیزشی همچون حقوق و دستمزد و حق مالکیت نمونه هایی از نیازهای ابتدایی می باشند. اگر نیازهای ابتدایی اساساً برآورده نشوند تلاش برای برآوردن نیازهای والای انسانی به تعویق خواهد افتاد (Prasad،2003).
کارکنان فست فود ها انتظار دارند که نیازهای ابتدایی آنها همچون حقوق، بن، امنیت و شرایط کاری ارج داده شوند در غیر این صورت منجر به نارضایتی و کاهش انگیزه آنان خواهد شد. برای مثال اگر یک نیروی جدید در فست فود به کار گرفته شده باشد او در ابتدا نسبت به دریافت مقدای کافی پول برای برآوردن نیازهای شخصی خود همچون محل اقامت، غذا و امنیت خود نگران می باشد. محول کردن کارهای اضافی به او بدون افزایش حقوق می تواند با انگیزه های شخصی در تضاد باشد. از این رو اگر این فرد درآمد و حقوق کافی برای پوشش نیازهای شخصی اش دریافت کند و قویاً نیازهای ابتدایی او برآورده شود شخص به برآوردن نیازهای سطوح بالاتر ترغیب می شود. باید دانست پرداخت مقدار زیاد پول تنها نیروی انگیزشی نمی باشد بلکه نیروهای انگیزشی دیگری نیز وجود دارند که می توانند در افزایش انگیزه کارکنان مفید واقع شوند همچون بن ها، ایمنی و شرایط کاری خوب (Pophal،2002).
مدیریت در قبال ایجاد محیطی مناسب که کارکنان بتوانند در آن مهارت های بلقوه خود را شکوفا کنند مسئول است. اشتباه و قصور در این کار می تواند منجر به کاهش انگیزه کارکنان شود که تاثیر منفی بر کارآیی، رضایت شغلی و حفظ نیروی کاری همانگونه که در اکثر فست فود ها دیده می شود خواهد شد.
اهداف وبلاگ دانشجویان مدیریت جهانگردی و هتلداری